معرفی فیلم سینمایی «بیمار روانی» 1960

معرفی فیلم سینمایی «بیمار روانی» 1960
معرفی فیلم سینمایی «بیمار روانی» 1960
معرفی فیلم سینمایی «بیمار روانی» 1960

وب سایت اردبیل سینما تقدیم می کند: معرفی فیلم سینمایی «بیمار روانی» ۱۹۶۰ – آلفرد هيچكاك «بيمار رواني» The Psycho را در سال ۱۹۶۰، پس از فيلم تحسين شده «شمال از شمال‌ غربي» و قبل از شاهكار فراموش ‌نشدني ‌اش «پرندگان» ساخت.

فيلم «بیمار روانی» جزو آثار شاخص دوره پاياني هيچكاك محسوب مي‌شود و تأثيري كه اين فيلم بر نسل كارگردانان پس از خود گذاشت، همسنگ «سرگيجه»، «بدنام» و «ربه ‌كا» و بسيار فراتر از حد تصور بود. «بيمار رواني» كه در ايران به «روح» نيز معروف است، درباره دختري در آستانه ازدواج است كه بسته پولي هنگفت را از رئيسش امانت مي‌گيرد تا آن را به بانك بسپارد، اما در ميانه‌ هاي راه، قصدش عوض مي‌شود و راه خارج شهر را در پيش مي‌گيرد.

ماریون در متل بیتس
ماریون در متل بیتس

در ميانه ‌هاي راه و پس از تعويض اتومبيل، شب‌ هنگام در متلي اقامت مي‌گزيند تا شب را به صبح برساند. متصدي اين متل جواني مجرد و بي ‌دست‌ و پا است كه به دختر علاقه‌مند مي‌شود، اما علاقه ‌اش را بروز نمي‌دهد. ماريون (زن) توسط موجود مرموزي به قتل مي‌رسد. اين داستان نيمي از فيلم «بيمار رواني» است كه هيچكاك آن را در اوج اقتدار حرفه‌اي اش و در شرايطي كه از قيد و بند كمپاني ‌هاي فيلمسازي و تهيه‌ كنندگاني مثل ديويد سلزنيك خلاص شده بود، با هزينه‌اي محدود (در حد يك كار تلويزيوني) ساخت. با اينكه هيچكاك را به درستي يكي از مريدان سبك اكسپرسيونيسم سينماي آلمان و بزرگاني مثل فريتس لانگ مي‌دانند كه در آثارشان با رنگ و نور سر و كار بيشتري دارند، اما اين نابغه انگليسي پس از «ربه‌ كا» اين بار فيلم ترسناكش را پس از ۲۰‌سال، باز هم به شيوه سياه و سفيد كارگرداني كرد.

خانه نورمن بیتس و مادرش
خانه نورمن بیتس و مادرش

«بيمار رواني» در شرايطي ساخته شد كه فيلم قبلي و بعدي هيچكاك كه نام برديم جزو بهترين فيلم‌هاي رنگي آن سال ‌ها بودند، اما او ترجيح داد «بيمار رواني» را نيز سياه و سفيد بسازد. سال‌ ها بعد كه گاس ون ‌سنت، كارگردان برجسته حال حاضر سينماي هنري جهان، خواست براي اداي دين به هيچكاك و فيلم محبوبش، «بيمار رواني» را بازسازي كند؛ همه پلان‌ها و حركات بازيگران را مو به مو عين فيلم هيچكاك درآورد اما كار او دو تفاوت با فيلم هيچكاك  داشت؛ اول اينكه يك پلان به آن افزود و دوم اينكه فيلمش را رنگي ساخت. منتقدان، در واكنش به فيلم گاس ون سنت، صراحتا كار او را در رنگي كردن فيلم هيچكاك تقبيح كردند. مطمئنا بسياري از سينما دوستان «بيمار رواني» هيچكاك را ديده‌اند اما مي‌توان پيشنهاد كرد كه يك بار ديگر آن را با اين ذهنيت ببينند كه چرا كارگردانش آن را سياه و سفيد گرفته است. وهمي كه در سرتاسر فيلم هيچكاك موج مي‌زند (از ديدار نا به ‌هنگام ماريون و رئيسش در سر چهارراه، تا رانندگي اش در باران و مواجهه‌ اش با پليس سمج عينكي كه بعدها دقيقا مشابه صحنه مواجهه آنان در فيلم «فارگو» ساخته برادران كوئن بازسازي شد، تا نمايش پرندگان تاكسيدرمي شده در اتاق كار متصدي هتل نورمن بيتس، تا نماي دور از خانه مشرف بر متل، تا نماهاي سكانس تكان‌ دهنده دستگيري نورمن در اتاق مخفي زير راه‌ پله و…) فقط از دل تصاوير سياه و سفيد درمي‌آيد؛ تصاوير رنگي به صحنه‌ها وضوح و شفافيتي مي‌دهند كه براي چنين فيلم هايي مناسب نيستند.

عمق میدان صحنه در فیلم بیمار روانی
عمق میدان صحنه در فیلم بیمار روانی

هيچكاك «بيمار رواني» را زماني ساخت كه سينماگران پيشرو در صنعت سينماي كشورهاي آمريكا و فرانسه و ايتاليا به ‌تاخت مي‌رفتند و در دهه ۶۰، تعاريف و مصداق‌ها درباره سينماي ماندگار و ميزانسن در حال تغيير بود. هيچكاك كه الگو و فيلمساز محبوب منتقدان و فيلمسازان اروپايي بود، با كارگرداني فيلم ترسناك مهم خود، كلاس درسي در ميزانسن براي سينماگران نسل‌هاي بعدتر بر جاي گذاشت تا ثابت كند فقط در قالبي محدود توانايي ندارد و به‌ خوبي مي‌تواند با تشخيص دقيق ضرورت‌ها و نيازهاي ژانر و شناخت غبطه ‌برانگيزش از ظرفيت‌هاي نمايشي داستان‌ها و رمان‌ها، اثري بيافريند كه تا سال ‌ها در ذهن علاقه ‌مندان به سينما بماند.

پاک کردن آثار جرم توسط نورمن - فیلم روانی
پاک کردن آثار جرم توسط نورمن – فیلم روانی

ادامه داستان از اين قرار است كه پس از مرگ ماريون، نورمن براي از بين بردن شواهد و آثار قتل، اتاق را پاك ‌سازي مي‌كند و اتومبيل زن را در باتلاقي مدفون مي‌سازد. خواهر ماريون و يك كارآگاه براي يافتن رد مقتول نزد نورمن مي‌آيند و كارآگاه كه پس از انجام تحقيقاتي نسبت به او مظنون شده توسط همان موجود مرموزي كه ماريون را كشت، به قتل مي‌رسد. در ادامه نورمن به عنوان قاتل دستگير مي‌شود و مأموران، اتومبيل ماريون را از زير گل‌ و لاي باتلاق درمي‌آورند. توجه به اين نكته ضروري است كه جنت لي ستاره اين فيلم به نقش ماريون، در نيمه اول فيلم به قتل مي‌رسد و نيمه دوم فيلم بدون حضور او روايت مي‌شود. اين كار تا پيش از هيچكاك در سينماي آمريكا سابقه نداشته است و اگر بوده، در فيلمي كم‌ اهميت تر از «بيمار رواني» و در ارتباط با ستاره‌اي كه محبوبيت و اعتبارش بسيار كمتر از جنت لي بوده، صورت گرفته است. پس با نگاهي به الگوي روايي فيلم هاي مهم هيچكاك كه در آنها شاهد دو نوع شخصيت و منش در زنان هستيم؛ اين بار، شخصيت اصلي در همان نيمه اول مي‌ميرد و سپس حادثه قتل او، انگيزه‌اي براي پيگيري وقايع بعدي و كشف راز مرگ او و هويت قاتل مي‌شود.

بهرام بيضايي زماني در سلسله درس‌ هاي كارگرداني ‌اش با نمونه‌هايي از آثار آلفرد هيچكاك در مقدمه‌اي بر «بيمار رواني» در توضيح صحنه مرگ ماريون در حمام گفته بود كه پلان طولاني هيچكاك از چشمان باز ماريون پس از قتل كه بر كف حمام، خون ‌آلود افتاده، تأكيد بر شوكي است كه اين صحنه ايجاد مي‌كند.

کشته شدن ماریون با چشمان باز
کشته شدن ماریون با چشمان باز

بنابراين چشمان باز ماريون كنايه از شگفتي اوست از نحوه قتلش توسط كسي كه تا لحظاتي پيش نسبت به او ابراز عشق مي‌كرد. اين تحليل زيبا به دلايل بسياري، تأكيد بر اهميت اين سكانس دارد. اين دلايل را در زير برشمرده ايم:

۱) در فيلم هاي هيچكاك اغلب شخصـيت‌هاي گناهكار مي‌ميرند و در جهان بي ‌عدالتي‌ ها، اين عدالت گاهي از روي تصادف و تقدير برقرار مي‌شود. پس ماريون كه در حين صحبت با نورمن نسبت به كَرده خود پشيمان شده و تصميم به بازگشت گرفته نيز گناهكار و مستوجب عقوبت است.

جزا و عذاب وجدان در فیلمهای آلفرد هیچکاک
جزا و عذاب وجدان در فیلمهای آلفرد هیچکاک

۲) در اين سكانس، پيش از مرگ ماريون، با صداي شخصيتي رو به‌ رو مي‌شويم كه نورمن مي‌گويد مادرش است و از فرط علاقه و وابستگي به او، مايل به نزديكي او با فرد ديگري (به‌ ويژه يك زن) نيست. ابهام و تعليق درباره هويت قاتل از همين سكانس آغاز مي‌شود. سپس با ادامه فيلم، در صحنه دستگيري نورمن مشخص مي‌شود كه او خود قاتل اصلي است (قبلاً فهميده‌ايم كه مادر نورمن سال‌ها قبل مرده است) و ظاهراً قضيه كاملاً روشن است و همه پرده‌هاي ابهام از پيش چشمان تماشاگر كنار رفته است. تماشاگر باور مي‌كند كه نورمن يك موجود دو شخصيتي است كه گاهي در قالب مادرش فرو مي‌رود و قتل دختري كه دوست داشته را زماني مرتكب شده كه اراده‌اش در اختيار خودش نبوده است. در پايان فيلم، روانشناسي در يك سخنراني نسبتاً طولاني، با بهره‌گيري از نظريات فرويد، به مشكلات نورمن مي‌پردازد و انگار دارد براي تماشاگري كه علاقه‌مند به تفسيرهاي روانشناسانه از فيلمهاست، نسبت «بيمار رواني» را با روانشناسي مدرن توضيح مي‌دهد. اينجاست كه دسته ديگري از تماشاگران كه آثار هيچكاك را دنبال كرده‌اند، متعجب مي‌مانند كه چرا بايد چنين پايان روشني سرانجام چنان قصه‌اي باشد و اينجاست كه هيچكاك وارد عمل مي‌شود و نمايي ميخكوب‌ كننده از نورمن بيتس نشان مي‌دهد كه در اتاقي تنها گرفتار است. در اين نماي درخشان مي‌بينيم كه نورمن رو به تماشاگر زل زده و در حالتي نامتعادل، گاهي مثل خودش و گاهي با لحن يك پيرزن حرف مي‌زند. تا اينجاي كار هم باز تأكيد بر بيماري اوست اما در همين نماي نسبتاً طولاني، يك رفت و برگشت آني تصويري داريم كه ممكن است بسياري از تماشاگران عادي سينما متوجهش نشده باشند. در اين نماي سوپر ايمپوز، براي يك لحظه، تصويري از يك پيرزن را به‌ جاي نورمن مي‌بينيم كه درست پس از آن نورمن را لبخند زنان مي‌بينيم؛

نمای سوپر ایمپوز نورمن با اسکلت سر مادرش
نمای سوپر ایمپوز نورمن با اسکلت سر مادرش

انگار كه دارد به همه باورهاي كاذب ما از تشخيص ريشه‌هاي بيماري خود مي‌خندد. اين يكي از حيرت ‌انگيزترين نماهاي هيچكاكي است كه ناگهان در كسري از ثانيه تماشاگر را غافلگير مي‌كند. پس با توجه به اينكه در روان‌ شناسي فرويدي و غير فرويدي، چنين پديده‌اي براي يك بيمار رواني اثبات نشده است، با علم به بيماري اسكيزوفرني نورمن بيتس، تماشاگر شاهد منطقي قوي تر از توضيحات روانشناس پايان فيلم مي‌شود؛ منطق نمايشي و سينمايي هيچكاك.

نمای آشنا از فیلم روانی - رنگی شده
نمای آشنا از فیلم روانی – رنگی شده

۳) پاكت پر از پول ماريون پس از مرگ او از چشم نورمن مخفي مي‌ماند. او بي ‌توجه به محتواي پاكت، آن را در اتومبيل مي‌گذارد و اتومبيل را در باتلاق مي‌اندازد. اين باتلاق طبق آموزه‌هاي فرويد (بحث مشهور كوه يخ و تمثيل آن در تفهيم ناخودآگاه و خودآگاه) وجه تصويري تمام حقايق و واقعيت‌هايي است كه بلعيده و در سياهي ناپديد مي‌شود.

۴) منتقدان در بررسي ميزانسن هيچكاك در «بيمار رواني» با تحليل سكانس گفتگوي نورمن و ماريون پيش از صحنه قتل و در اتاق كار نورمن، ثابت كردند كه مي‌توان با درك فرمول ‌هاي زيباشناسانه هيچكاكي، برخي از وقايع اين فيلم ها را پيش ‌بيني كرد و به حقايق دست يافت. در صحنه گفتگو تا پيش از اعتراض ماريون به نورمن درباره پرندگان تاكسيدرمي شده، هر دو شخصيت در پلان‌هاي دوتايي تصوير مي‌شدند اما درست پس از اين اعتراض و متعاقب آن بدبيني و موضع‌گيري نورمن، پلان‌هاي اين دو، تكي و بدون همديگر گرفته مي‌شوند تا پايان سكانس و صحنه بعدي كه صحنه قتل است. در اينجا پلان‌هاي دو تايي، كنايه از همبستگي و پيوند ميان نورمن و ماريون است اما پس از آن نماهاي تكي، نشانگر عكس اين رابطه و مقدمه‌اي براي جدايي هميشگي آنهاست.

آلفرده هیچکاک و جانت لی در صحنه حمام
آلفرده هیچکاک و جانت لی در صحنه حمام

درباره «بيمار رواني» بيش از اين‌ ها مي‌توان گفت. ۶۰‌‌ سال از زمان ساخت فيلم مي‌گذرد و تصاويرش هنوز در اذهان سينما دوستان است.

نويسنده: امان جليليان | ويرايش سند: مرتضي طالب پور


کانال تلگرام سینما قدس اردبیل:
https://t.me/CinemaGhodsArdabil

وب سایت رسمی سینما قدس اردبیل:
http://www.cinemaghods.com

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “معرفی فیلم سینمایی «بیمار روانی» ۱۹۶۰”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *